با تو، از نام تو هم آبی ترم

با تو، از نام تو هم آبی ترم

خلوتی سرشار از نیلـوفرم

عشق، همرنگ نگاهت میشود

وقتی از چشم تو، نامی میبرم

لحظه های تازه ات را مثل گل

می گذارم لا به لای دفترم

وقتی از دست زمین و آسمان

لعنت و دشنام، می ریزد سرم

خستگی های خودم را، پیش تو

در کنار دفترم می گسترم

بعد از آن، حرف دلم را بیت بیت

اندک اندک، بر زبان می آورم

ما دوتا، از خویش خالی نیستیم

تو لجوجی، من پر از شور و شرم

گرچه تو از من، کمی شیداتری

من هم از تو، اندکی عاشق ترم

تو اگر یک لحظه پروازم دهی

شاید از هفت آسمان هم، بگذرم ...

/ 2 نظر / 47 بازدید
nader

سلام خیلی قشگ بود واقعن لذت بردم موفق باشی [گل]

اقبال

ان شالله عاقبت به خیر شوی