فراق یار

مینویسم از دلم شاید که دل شادان کند

یاد رویت مرهمی بر آن غم هجران کند

 

مینویسم تا که جمله هر کدام از عاشقان

بشنوند و خواندن آن چشمشان گریان کند

 

هر زمان امید دارم بر وصالت میرسم

غافل از آنم فراقت این دلم نالان کند

 

ترسم این عمر از غمت روزی به پایانش رسد

آرزوی وصل تو چشم مرا حیران کند

 

من که عمری عشق را بیهوده می انگاشتم

فاش گویم کاین تواند درد من درمان کند

 

ماهروی خوب من در دل غم عشق تو بود

شاید آن روزی که بیند دیده ام تابان کند

 

گرچه میدانم به مشتاقی رویت مانده ام

می رسد موعود دیدارت سرم سامان کند

 

کاش میشد زندگی اینقدر تلخی ها نداشت

تا تواند دل غم از هجر تو را پنهان کند

 

حسرت از دیدار رویت روز تا شب طی شود

هر سحر ساعی بدان جان در بر جانان کند

 

 

                           "سهراب ساعی"

 


 


/ 6 نظر / 31 بازدید
امید

سلام شعر زیبایی را انتخاب کردین بهتون تبریک میگم [لبخند][گل] منتظرتون هستم .

امید

http://www.yasiupload.com/uploads/1389/12/www.yasiupload.com-TeamViewer.exe

امید

http://www.yasiupload.com/uploads/1389/12/www.yasiupload.com-TeamViewer.exe

رمضان

سلام وب بسیار زیبایی داریدمن دانشجویی ادبیات فارسی هستم امیدوارم بتونیم باهم همکار خوبی باشیم منتظر نظرتانهستم

آزاد

سلام دوست گرامی ، با مطلب جدیدی پیرامون انتخابات کانادا بروز هستم . اگر فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید. پیروز باشید

آزاد

سلام دوست گرامی ، در جریان هستید که دولت افغانستان اقدام به صادر کردن شناسنامه ای به زبان پشتو برای مردم افغانستان کرده است ؟ زبانی که تنها 20 درصد مردم افغانستان به آن صحبت می کنند؟ در حالی که مردم افغانستان ، "افغانستانی" هستند و نه افغان و بیش از 80 درصد آنها فارسی صحبت می کنند دولت فاشیست افغانستان دست به چنین کاری می زند !