شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا    

٢٧ شهریور ماه ساگرد فوت استاد شهریار خدا رحمتش کند

/ 3 نظر / 7 بازدید
امید

گيرم که در باورتان به خاک نشسته ام و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهاتان زخم دار است با ريشه چه مي کنيد؟ گيرم که بر سر اين بام بنشسته در کمين پرنده ايد پرواز را علامت ممنوع مي زنيد با جوجه هاي نشسته در آشيانه چه مي کنيد؟ گيرم که مي زنيد گيرم که مي بريد گيرم که مي کشيد با رويش ناگزير جوانه چه مي کنيد؟

علی تنها

اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟ هر دم به هواي دل ما مي آيي باز آي و قدم به روي چشمم بگذار چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!

ساسان

.......*I♥U*..............*I♥U*....... ...*I♥U**I♥U*.....*I♥U**I♥U*.... .*I♥U*....*I♥U*.*I♥U*....*I♥U*.. .*I♥U*.........*I♥U*..........*I♥U*.. ..*I♥U*.......دوست جونم....*I♥U*.. ...*I♥U*......راستی آپم.....*I♥U*... ......*I♥U*....سه سوت....*I♥U*...... ........*I♥U*خودتو برسون*I♥U*........ ...........*I♥U*.......*I♥U*........... ..............*I♥U**I♥U*.............. ..................*I♥U*.................