خدایا

 

خدایا یاریم ده که هرگاه خواستم در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم مدتی با کفش های او راه بروم

/ 4 نظر / 9 بازدید
فرشته

دلم را سپردم به بنگاه دنیا وهی آگهی دادم اینجا وآنجا وهر روز برای دلم مشتری آمد ورفت وهی این وآن سر سری آمد ورفت ولی هیچ کس قفل قلب مرا وانکرد. هیچ کس اتاق دلم را تماشا نکرد ورفتند وبعدش دلم موند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم:خدایا تو قلب مرا می خری؟ وفردای آن روز خدا آمد وتوی قلبم نشست ومن روی آن در نوشتم:ببخشید دیگر برای کسی جا نداریم. از این پس به جز او کسی رو نداریم. سلام مهربون.به روزم ومنتظر شوق نگاهت به ناگفته های من وتو

رفیقت عکس نی نیتو بزار من ببینمش

به یاد آرزوهایم سکوتی می کنم بالاتر از فریاد عزیزم چقدر رها نازه از همین جا می بوسمش از طرف فاطمه [ماچ][ماچ]

فاطمه

چرا غم ها نمی دانند -که من غمگین ترین غمگین شهرم -بیا ای دوست با من باش - که من تنها ترین تنهای این شهرم [قلب]