خلوت من

از باغ می برند چراغانیت کنند  تا کاج جشن های زمستانیت کنند 

پوشانده اند صبح تورا ابر های تار  با این بهانه که بارانیت کنند 

پوسف به این رها شدن از چاه دل مبند  این بار بردند که زندانیت کنند 

ای گل کمان نکن به جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند 

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند 

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱٠ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ توسط باران نظرات () |

Design By : Mihantheme