خلوت من

"... عشق یک جوشش کور است وییوندی ا ز سر نابینایی . اما دوست داشتن پیوندی است خوداگاه و از روی بصیرت وز ایمان .عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد .

عشق در غالب دلها در شکلها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مضاهر مشترکی است اما دوست داشتن در هر زمانی جلوه ای خاص خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد وچون روحها بر خلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و جلوی و طعم و عطری دارند ویژه خویش می توان گفت که به شماره هر روحی دوست داشتنی است .

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه غبارش روز روزگار را دستی نیست ...

دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.عشق طوفانی و متلاطمو بو قلمون صفت است اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقاراست و سرشار از نجابت .

عشق با دوری نزدیکی در نوسان است . اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود و اگر تمام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و "دیدار و پرهیز " زنده و نیرو مند می ما ند . اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست...."
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٩ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ توسط باران نظرات () |

Design By : Mihantheme