خلوت من

هوای باران داشت ،نگاه غمگینم

چه تلخ می رفتی ،چه تلخ ،شیرینم !

شب جدایی با تموم محجوبی

تورا صدا می زد،سکوت سنگینم

ستاره ها گفتند که باز میگردی

چه زود باور بود دل دهن بینم

سقوط سرخم را که دیده ای، آیا

نمیکشی دستی به بال خونینم ؟

بیاواز تاراج مرا حفاظت کن

مراکه چون باغی بدون پر چینم!

کجاست ؟ محتاجم به سکر چشمانت

که شعر هم امشب نداد تسکینم

نمیرسد دستم به دستهایت ،آه

چقدر بالایی ، چقدر پایینم

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٩ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ توسط باران نظرات () |

Design By : Mihantheme